فوتيوس (نهم ـ 2)، ميخائيل پسلوس (يازدهم ـ 2)، آناكومننا (دوازدهم ـ 1)، و دمتريوس‌ تريكلينيوس هم وجود داشت‌. گاه ممكن است درك بهترين آثار عصر زرين به‌خاطر ويژگي‌هاي‌ دستوري‌، ادبي يا فكري آنها برايش دشوار مي‌شد، ولي در خواندن ترجمه‌ٴ هفتاد نفري‌، انجيل‌ها، دعاهاي كليسا، يا زندگي‌نامه‌هاي قديسان هرگز دچار مشكلي نبود.1
زبان يوناني در طي قرن‌ها دگرگوني چشم‌گيري پذيرفت‌، ولي يكپارچگي‌اش را حفظ كرد. هرگز در استمرار آن وقفه‌اي پيش نيامد. علي‌رغم ساده‌سازي‌هاي دستوري بسيار و افزايش و كاهش لغات‌، اين زبان از لحاظ اصل از زمان هومر تا روزگار ما همان است‌. مشكلات موروث‌ آن به‌جاي اين‌كه موجب تجزيه‌اش به زبان‌هاي ديگر شود، سبب شد تا در دو سطح مختلف‌ پيش‌رفت كند و تهذيب شود: از يك سو، نوع خالص زبان براي آثار ادبي و كاربردهاي رسمي‌تر؛ از سوي ديگر، زبان عاميانه براي مكالمه‌ٴ روزمره‌. ملاحظه مي‌شود كه يك چنين دوگانگي زبان‌، يعني زبان خالص يا پيچيده‌تر در برابر زبان غيررسمي تقريباً در زبان محلي اروپا وجود دارد، بدون اين‌كه كم‌ترين خطري براي يكپارچگي ادبي آن باشد.2 جدايي در زبان يوناني خيلي‌ عميق‌تر از آن چيزي بود كه مثلاً در فرانسه يا انگليسي ديده مي‌شود، ولي در اصل فرقي نمي‌كرد.
در مورد اين زبان‌هاي محلي هم مانند يوناني يكپارچگي زبان خالص‌تر با نيروي تركيبي‌ سنت‌هاي ادبي و وحدت اداري حفظ شده بود. زبان‌هاي بومي اروپا، علي‌رغم اعتبار ادبيات لاتيني رشد كردند، چون رهبران كشورهاي تازه‌ٴ اروپا نمي‌توانستند لاتيني را بفهمند؛ اگر زباني رسماً حمايت نشود و اهل ادب آن را نپذيرند، نه اعتبار ادبي براي حفظ آن زبان كافي است و نه مراسم ديني‌.
با فتح قسطنطنيه به‌دست صليبيان در سال 1204، زبان يوناني دست‌خوش خطري جدي‌


1. در اين مورد نك

Bibliotheca hagiographica graeca, ediderunt socii bollandiani. Editio altera emendatior, accedit synopsis metaphrastica  ( 316p., Bruxeles 1909)  

واژه‌ٴ synopsis metaphrasitca. نوعي تقويم است كه در آن روز تولد و مرگ قديسان و بزرگان كليسا نوشته شده‌، و آن را سيميون متافراستس (دهم ـ 2) تأليف‌ كرده است و در كليساي ارتدكس از همان توفيقي برخوردار شد كه حكايات مقدس جاكومو دا واراگيو (سيزدهم ـ 2) در كليساي كاتوليك‌. از جهتي‌، وقتي از سوميون متافراستس در ج 1، ص 670 زير عنوان سوميون ترجمان سخن مي‌گفتم‌، مفهوم لقب او را توضيح ندادم‌. متافراستس به‌معني ترجمان است‌، ولي در اينجا يعني كسي كه به زبان يوناني روان صحبت مي‌كند، نه زبان عاميانه‌.
2. پزشكان روستاهاي آلماني‌، فرانسوي‌، فلاندري و غيره در موارد رسمي مي‌توانند درست صحبت كنند و مي‌كنند، ولي در محافل خصوصي به لهجه‌ٴ محلي‌ حرف مي‌زنند و اين نوعي تفريح يا وسيله‌اي براي ابراز حسن خلق يا رفاقت است‌. به عقيده‌ٴ ج‌. ل‌. كيترج (در وبستر) ((هر شخص تحصيل‌كرده دست‌كم به دو طريق به زبان مادري خود حرف مي‌زند و تفاوت ميان سبك‌هاي ممتاز و محاوره‌اي چشم‌گير است‌. ميان سبك محاوره و نوشتارِ حتي نكته‌سنج‌ترين اشخاص‌ هم تفاوت‌هاي ديگري وجود دارد.))